سيد علي اكبر قرشي
360
قاموس قرآن ( فارسي )
ميرود در راه راست . سواء : در اصل مصدر است بمعنى برابرى و بمعنى مساوى و وسط ( وصف و ظرف ) به كار ميرود ( راغب ) مثل * ( « سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا يُؤْمِنُونَ » ) * بقره : 6 . كه بمعنى مساوى است و مثل * ( « فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبِيلِ » ) * بقره : 108 . كه بمعنى وسط است بهتر است بگوئيم سواء بمعنى مستوى و اضافهء صفت بموصوف است يعنى از راه راست گم شده . * ( « وَإِمَّا تَخافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِيانَةً فَانْبِذْ إِلَيْهِمْ عَلى سَواءٍ إِنَّ الله لا يُحِبُّ الْخائِنِينَ » ) * انفال : 58 . سواء در آيه شايد مصدر باشد يعنى اگر از خيانت قومى كه با آنها پيمان بستهاى ترسيدى پيمان آنها را با برابرى بسويشان بيانداز و نقض كن ( و اعلام كن تا تو و آنها در علم بنقض پيمان با هم باشيد ) و شايد بمعنى عدل باشد يعنى با عدالت پيمان را بشكن و بخودشان رد كن . ايضا در آيهء * ( « فَقُلْ آذَنْتُكُمْ عَلى سَواءٍ » ) * انبياء : 109 . بمعنى برابرى يا عدل است . سائبه : شتريكه نذر ميكردند در صورت آمدن مسافر يا شفاى مريض ، آن را بسر خود رها كنند رجوع شود به « بحر » * ( « ما جَعَلَ الله مِنْ بَحِيرَةٍ وَلا سائِبَةٍ وَلا وَصِيلَةٍ وَلا حامٍ » ) * مائده : 103 . سيح : جريان و سير در صحاح آمده « ساح الماء : جرى على وجه الارض - ساح فى الارض : ذهب » طبرسى سير با مهلت فرموده . ساحة چنان كه گذشت مكان خالى است از راغب استفاده مىشود كه ساح الماء يعنى در ساحه جارى شد ولى اين در صورتى است كه هر دو از يك ماده باشند . اما ساحه از سوح است و سيح يائى است * ( « فَسِيحُوا فِي الأَرْضِ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ » ) * توبه : 2 . چهار ماه در اين سرزمين بگرديد و و مهلت داريد . * ( « التَّائِبُونَ الْعابِدُونَ الْحامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاكِعُونَ السَّاجِدُونَ » ) * توبه : 112 . * ( « قانِتاتٍ تائِباتٍ عابِداتٍ سائِحاتٍ » ) * تحريم : 5 . بعقيدهء الميزان سائحون آنهااند كه از مسجدى بمسجدى